مگر، این بادخوش ، از راه عشق آباد ، می آید؟ که بوی عشق های کهنه ، ازاین باد ، می آید کجا و کی ، دراین اقلیم ، بی معنی است ، این عشق است وعشق ازبی « زمان » ، از « ناکجا آباد » می آید به هفت آرایی مشاطه گان ، او را نیازی نیست که شهر آشوب من ، با حسن مادرزاد می آید « هراس از باد هجرانی نداری؟ » - وصل می پرسد - و ازعاشق جواب « هر چه باداباد » می آید جهان انگار ، در تسخیر شیرین است و تکثیرش که از هر سو ، صدای تیشه ی فرهاد می آید گشاده سینگی کن ، عشق اگر بسیار منبع
درباره این سایت